درگاه وبلاگ همایون شجریان free domainجامعه مجازی، شبکه اجتماعی، دوست یابی، دوستیابی، ثبت دامنه، ثبت دامین

پارهی دوم سخنان استاد محمدرضا شجریان در شانزدهمین نشست انجمن بازیگران ایران، در پی میآید. بخش نخست را میتوانید در اینجا بخوانید.

نباید در موسیقی تعصب داشت
موسیقی به هر شکلش خوب است. من بالشخصه تعصب ندارم که یک نفر موسیقی ایرانی گوش نمیکند و موسیقی غربی گوش میکند. هر کس خودش تصمیم میگیرد چه نوع موسیقی را گوش کند. ما نمیتوانیم برایش نسخه بپیچیم که تو این موسیقی را گوش نکن، این موسیقی را گوش کن. ما باید کاری کنیم که موسیقیمان را بهتر ارائه کنیم تا او خوشش بیاید و به موسیقی ما توجه کند. این یک بخش کار است. دیگر اینکه تأثیر موسیقی از دوران جنینی روی بچهها هست. بیشترین تأثیر تربیتی در دوران جنینی نهفته. وقتی در یک خانواده میبینید که بچهها با هم فرق دارند، بهخاطر این است که دوران جنینیشان با هم فرق داشته و روحیات و شرایط مادر صددرصد مستقیماً روی فرزند تأثیر میگذارد. موسیقی که مادر در آن دوران گوش میکند، فرزندش با آن آشنا میشود. مادران هر موسیقی که گوش کنند، بچه همان موسیقی را مثل زبان مادر در دوران جنینی میگیرد. این است که وقتی به دنیا میآید موسیقیای را دنبال میکند که در دوران جنینی شنیده. من مخصوصاً به همسرم گفتم که شما یک موسیقی خوب گوش کن، موسیقی فرنگی که گوش میکنی، موسیقی پاپ غیرایرانی که گوش میکنی، نوع خوبش را گوش کن که این بچه که بعداً به دنیا میآید، با نوع خوب موسیقی آشنا باشد. خب الآن این بچه دوازده سالش است و موسیقی را خوب تشخیص میدهد؛ یعنی مثل زبان مادریاش، موسیقی را میداند چه هست. خانمم میگفت که یکبار در جشن تولد سهسالگیاش، یک خانمی شروع کرد آواز خواندن و فالش میخواند. این بچه گوشهایش را گرفت و گفت «نخوان! نخوان!». خب این همان تأثیریست که در دوران جنینی روی بچه گذاشته میشود. بعد که به دنیا میآید و دوران بچگی و نوجوانی را شروع میکند، خودش آن موسیقی را که شنیده دنبال میکند. ما نمیتوانیم او را منعش بکنیم که این موسیقی را چرا گوش میدهی، گوش نکن! بلکه باید سعی کنیم موسیقی خوب را در خانه بگذاریم تا بچه به این شکل به موسیقی خوب عادت کند. بچهها تحت تأثیر محیط خانواده به همان راهی میروند که پدر و مادرشان رفتهاند. خب ما که گاهی اوقات انتقاداتی میکنیم به موسیقیهای پاپ ایرانی، به این دلیل است که بهدور از نژادهای موسیقی ایران است. موسیقی پاپ ایران در قدیم هم بوده؛ مثلاً «باباکرم» یک موسیقی پاپ ایرانی است که البته بچهها دیگر با اینها ارتباط برقرار نمیکنند. موسیقی سنتی هم سنگین است برای بچهها. اینکه ما بخواهیم بچهها بیایند آواز شجریان گوش کنند! اصلاً این درست نیست. مگر اینکه از دوران جنینی اینقدر آواز شجریان را شنیده باشد که خودش اتوماتیکوار سراغ شجریان برود. من بارها دیدهام کسانی را که میگویند بچهام سه سالش است، چهار سالش است و جز صدای شما هر چیزی که میگذاریم عصبانی میشود و میگوید این را دوست ندارم؛ شجریان برایم بگذار! خب این یعنی که آنقدر در خانه برایش موسیقی شجریان گذاشتهاند که با شجریان ارتباط برقرار کرده. اما اینکه ما خواسته باشیم همهی بچهها اینجوری فکر کنند، اینجوری سلیقه داشته باشند، این نیست. بایستی دید که بچه چگونه دوران جنینی را گذرانده، محیط خانوادگیاش چگونه بوده و ما نمیتوانیم به او فشار بیاوریم که تو این موسیقی را گوش نکن، این موسیقی را گوش کن. یا اگر میخواهد ساز بزند، فرض کنید من دلم میخواهد بچهام تار بزند، ولی او بگوید نه، من تار دوست ندارم؛ دلم میخواهد گیتار بزنم. خب او باید برود گیتار بزند. موسیقی موسیقی است؛ حالا چه تار باشد، چه گیتار. و به هر حال هنرمند با هر کدام از اینها میتواند ارتباط برقرار کند و لحظات خودش را خوب بکند.
موسیقی ما موسیقی تفکر است
موسیقی هر ملتی در درازنای زمان و تاریخ، با آن ملت جلو آمده و بیانگر همهی حالات یک ملت است؛ از شادی گرفته، از غم گرفته، از شکست گرفته، از پیروزی گرفته، از عروسی گرفته، از عزا گرفته. در همه جا... شما اگر به جنگلهای آمازون هم بروید، آنجا هم موسیقی و مراسم خودشان را دارند. ما هم موسیقی خاص خودمان را داریم؛ فقط بستگی دارد در تاریخ چه بر ملت گذشته و بر مبنای چه حالاتی با موسیقی زندگی کردهاند. موسیقی ما بیانگر تمام حالات مردمان ماست؛ به نحو احسن. خب حالا اینجا دو کلمه هست در موسیقی ما که همیشه به کار برده میشود. من میخواهم فرق این دو تا را بگویم: موسیقی سنتی و موسیقی اصیل. موسیقی سنتی مثل گردو میماند. گفت هر گردویی گرد است؛ ولی هر گردی گردو نیست. موسیقی اصیل همه چیزش سنتی نیست؛ اما اگر سنتی بود، کاملاً اصیل است. فرق سنت با اصالت این است که در سنت، ما در یک چهاردیواری قرار داریم که سقف دارد، چهار دیوار دارد و از همه طرف ما در آن محصور هستیم؛ این میشود «سنت». و در طول تاریخ ما سنتهای متفاوت ساختیم. یعنی یک نفر آمده سنتشکنی کرده و یک چیز دیگر را سنت کرده. و بعدها میآیند سنتهای گذشته را میشکنند و یک سنت جدید ایجاد میکنند. این خاصیت بشر است و لطفش هم در همین است که وقتی بشر راه کمال را میرود، سنتهای گذشته را دوست ندارد، پیگیرش نیست و یک سنت جدید برای خودش میسازد. اما اصالت چیز دیگریست. حالا فرض کنیم ما موسیقی ایران، موسیقی هند و مثلاً موسیقی عرب یا هر موسیقی دیگری را در نظر بگیریم و میگویند آقا این طرفِ دیوار هند است، این طرف عرب، این هم موسیقی ایرانی است. ما فقط از دو طرف محصوریم، حد داریم که نرویم طرف موسیقی هند و عرب؛ اما از مقابل، از پشت سر، از پایین و از بالا آزادیم که به هر شکل که میخواهیم از این اصالت استفاده کنیم و این است که فرق موسیقی سنتی و موسیقی اصیل را بایست اینگونه ببینیم که الآن بچههای ما موسیقی سنتی را خیلی دوست ندارند. من موسیقی سنتی بلدم؛ اما الآن خیلی تابع موسیقی سنتی نیستم، موسیقی اصیل را پیگیر میشوم و موسیقی اصیل را خیلیها از نسل جوان دوست دارند. ما نبایستی جوانها را وادار کنیم که در موسیقی سنتی گیر کنند. سنت را ما بهعنوان یک فرهنگ در گذشته برایش احترام قائلیم و نگهاش میداریم. مثل شعر حافظ و سعدی میماند که غیر از آن هم خودمان شعر میگوییم. شاعران دیگر هم شعر میگویند و نوپردازی میکنند که به شکل دیگری است. این است که ما میتوانیم از سنتها به شکلهای مختلف استفاده کنیم. موسیقی ما بیان تمام حالات ما را از غم و شادی دارد و این که بعضیها فکر کنند موسیقی ما غمانگیز است، دو دلیل دارد: یکی اینکه بایست دید در تاریخ ما چه رفته و بر مردم ما چه گذشته که موسیقی ما اینگونه غمانگیز است و یکی اینکه این موسیقی ما موسیقی تفکر است و وقتی آن را میشنویم ما را به تفکر وامیدارد. بعضیها فکر میکنند این غم است؛ نه، این غم نیست، موسیقی تفکر است. البته موسیقی غم هم داریم. موسیقی شاد هم داریم. برای همهی حالاتمان ما موسیقی داریم. و موسیقی ما یکی از موسیقیهای بسیاربسیار غنی جهان است و شاید بگویم در جهان هیچ جا به اندازهی ما پتانسیل درونیاش آنقدر قوی نیست. اگر جهان دوتا گام دارد، ما پنجتا گام داریم. ما آن دو گام را داریم، سه گام هم اضافه داریم. پس ما هیچی کم نداریم از دنیا که اضافه هم داریم. اگر بر ما در طول تاریخ آنچنان گذشته است که به موسیقی نمیبایست توجه کنیم، موسیقیای که حرام بوده، موسیقیای میشود که هنرمندش تربیت نمیشود و تا هنرمند تربیت نشود، موسیقی نمیتواند وجود خارجی داشته باشد. ولی موسیقی ما در ذات خودش همهی استعدادها را دارد، همه کار میشود با آن کرد؛ فقط باید هنرمندش را تربیت کنیم.
مفاهیم شعر مهم است، نه شکل آن
در شعر آن چیزی که برای ما مهم است مفاهیم درونی است که به شکل کلمات یا در قالب اوزان عروضی یا به شکل شعر نو که ما نمونههایش را دیدهایم ارائه شود. در هر دو حال آنچه برای ما مهم است آن مفاهیم درونی است که ما چه میخواهیم بگوییم. هر دوی اینها جای خودش را در جامعهی ما باز کرده؛ مخصوصاً شعر نو که در این پنجاه شصت ساله جایگاه رفیعی برای خودش پیدا کرده و آهنگسازان روی شعر نو کار کردهاند. از نظر من هر دو برایمان ارزنده و قابل احترام است و آن را بهکار میگیریم.
ارزش کار خواننده به بداههخوانی است
ما با هنر میتوانیم با همه صحبت کنیم، با هنرهای مختلف. و هر چه که ما از یک هنر آگاهی بیشتری داشته باشیم، نکات ریز و پیامهایش را بهتر دریافت میکنیم. ما بداههخوانی و بازیگری بداهه در صحنه را دیدهایم. من یک نمونهاش را مثلاً بگویم که ارحام صدر بازیگری بود که در کارش بداهه زیاد میگفت و مردم شبهای مختلف اجرایش را میرفتند که ببینند او امشب چه چیزی را بداهه میگوید و بههر حال سالن را خنده برمیداشت. در تئاتر افراد زیادی را داشتهایم که بداهه ارائه میکردند. در موسیقی ایرانی هم ارزش کار خوانندگی بداههخوانی است که در جاهای دیگر نیست. جاهای دیگر از قبل ترانه یا تصنیف آماده شده و تمرین کرده و همان را میخوانند. اما در آواز ایرانی لطف در این است که بداههخوانی شود. یعنی اگر مثلاً خواننده ده شب کنسرت میدهد، نوبت به آواز که میرسد، دو شب کاملاً با هم متفاوت باشد و به یک شکل ارائه نشود. چون ارزش کار یک خوانندهی بداههخوان به این است که اگر ده بار یک آواز را میخواند، دو بارش مثل هم نباشد.
دلشدگان مثله شد!
علی حاتمی ـ روانش شاد ـ مرد بزرگی در سینمای ایران بوده و هست. وقتی که ایشان برای من پیام داده بودند که برنامهای دارند به نام «دلشدگان» که در ارتباط با زندگی هنرمندان صدسال اخیر است، به فال نیک گرفتم. آن موقع کنسرتهای امریکا بودم، آمدم ایران، با هم قرار داشتیم و ایشان را دیدم. از طرفی هم آقای حسین علیزاده که موسیقی این فیلم را نوشته بودند، به من تأکید کردند که فلانی اگر تو نیایی، من هم آهنگهایم را از فیلم برمیدارم. گفتم من که تا بهحال خوانندهی سینما نبودهام؛ اما ببینم فیلم چه هست، داستانش را بخوانم بعد. من تمام سناریو را خواندم، از اول تا آخرش همه را خواندم. عکسهایی که تهیه شده بود از صحنهها را نگاه کردم و بعد هم نظر آقای حاتمی را شنیدم، نظر حسین علیزاده را شنیدم. البته پرهیز داشتم که در سینما بخوانم، چون حقیقتش خودم خاطرهی خیلی خوشی از خوانندگی در سینما نداشتم. چون در گذشته آنگونهای که بایست باشد، نبوده. یعنی صدای یک نفری که مردم میشناختند روی صورت فرد دیگری که مردم او را هم میشناختند، قرار میگرفت که اصلاً با هم جفت و جور نبودند. گفتم من که کارم این نیست که در سینما بخوانم یا اینکه یکی بیاید جای من لب بزند. مردم صدای من را میشناسند و این درست نیست؛ ولی کمکتان میکنم که شاگردانم کار را بخوانند. خلاصه هر چه که بالا شدیم، پایین شدیم، گفتند که نه! بایستی شما خودت کمک کنی و خودت بخوانی. من باز واقعاً به سختی توانستم خودم را راضی کنم که برای اولین بار در سینما بخوانم. گفتم پس من به یک شرط میخوانم و آن اینکه در فیلم اعلام شود که من افتخاراً این کار را کردم که نگویند شجریان حالا میخواهد برود سینما و پول دربیاورد. به این شرط من میآیم کمکتان میکنم، میخوانم و همهی کارهایش را میکنم؛ ولی باید بنویسید که شجریان افتخاراً آمده. و حتی موقعی که میخواستم از طریق «دلآواز» سیدیاش را منتشر کنم، کار را از آقای حاتمی خریدم.
بعد که سناریو را خواندم رفتم شعرها را انتخاب کردم. صحنهها را که متوجه شدم چه هست، دیدم صحنههایی نیست که بروم در استودیو بخوانم! یک ضبط صوت دستی داشتم که یک روز با خودم بردم به کوههای پونک. رفتم آنجا و شروع کردم به خواندن. ضبط کردم و آمدم؛ بعد که شنیدم دیدم خب خوب شده. همهی آن آوازهایی که شما در فیلم میشنوید ـ غیر از تصنیفهایی که با گروه خوانده شده ـ آنجا خواندهام. چون صحنهها بهگونهای بود که مثلاً نشان میدادند خوانندهای دارد در کوچهباغ میخواند. این را نمیشد در استودیو بخوانی. گفتم من باید بروم این را در کوچهباغ یا کوه بخوانم که آن حال و هوا در آن باشد. این بود که من رفتم در آنجا خواندم و ضبط کردم و بردم استودیو، هماهنگ کردیم و یک بخشش را آقای علیزاده رویش ساز زد و دو بخشش هم بدون ساز ماند. لازم است که از روانشاد فریدون مشیری هم یاد کنم که چقدر این نازنین وقت گذاشت برای این کار... من خانهام فاز یک شهرک غرب بود و ایشان هم فاز سه یا چهار بودند. به من زنگ میزدند که شجریان بلند شو بیا. میرفتم. میگفت ببین برای این تکهی آهنگ، من این را ساختم، چطور است؟ من مثلاً میگفتم اینجایش خوب است، اما اینجا این کلمه با آهنگ جور درنمیآید، باید جور دیگری باشد. شروع میکرد مثلاً پانزده کلمه مینوشت و میگفت تو کدامیک از اینها را میپسندی که بهجایش بگذارم؟ من میگفتم مثلاً این بهتر است، آن کلمه را میگذاشتند. دقیق نمیدانم چند ماه شد؛ ولی برای هر مصرع و بیتش به من زنگ میزدند که بلند شو بیا. من میبوسمش فریدون را... اینقدر که نازنین بود این مرد. بله، این خاطراتی بود از فیلم «دلشدگان»... البته فیلم دلشدگان مثله شدها! یعنی آن چیزی که شما دیدید، آن چیزی نبود که حاتمی تهیه کرده بود. اینقدر از آن درآوردند که من وقتی دیدم گفتم اِ... این که آن فیلم نیست! تمام ارتباطات از بین رفته... اصلاً فیلم یک چیز بیسروتهی شده بود!
اذان مؤذنزاده خلوص دارد
اذان مؤذنزاده اردبیلی دو خصوصیت عمده دارد: یکی اینکه این اذان در «بیات ترک» گفته شده؛ بیات ترک هم همیشه پیام میدهد. قدیم هم که بچه بودم یادم است که وقتی میرفتند کربلا یا از مکه میآمدند، در بیات ترک چاووشخوانی میکردند. این بیات ترک نوید میدهد، آگاه میکند، خبر میدهد. این است که این انتخاب بسیار خوبی بوده که ایشان این اذان را در بیات ترک گفته و این حالت خیلی خوب بیان میشود و این نوید را هر ساعت به شما میدهد که ظهر است، یا غروب است، یا سحرگاه است؛ باید نماز بخوانیم. این نویدی که در بیات ترک هست، تأثیر دارد و نکتهی دیگر اینکه خیلی با خلوص خوانده شده؛ یعنی با یک خلوصی، این نوید و پیام را داده. این بیتأثیر نیست. من بچه بودم که این صدا را میشنیدم. شاید بگویم بیشتر از شصت سال است که این اذان را شنیدهام و بهعلت اینکه دائم آن را شنیدهایم و با آن زندگی کردهایم، تأثیرگذار است.

منبع فایل صوتی: ایرانصدا
پیادهسازی متن: وبلاگ دوستداران همایون شجریان

چندی پیش، شانزدهمین نشست انجمن بازیگران ایران در حضور استاد محمدرضا شجریان و جمعی از هنرمندان سینما، تلویزیون و تئاتر در خانهی سینما برگزار شد و استاد شجریان که به دعوت انجمن بازیگران در این نشست حاضر شده بود به پرسشها پاسخ گفت. داود رشیدی (رئیس انجمن) و علی دهکردی (عضو هیئت مدیرهی انجمن) اجرای مراسم را به عهده داشتند و سؤالاتی را که به دستشان میرسید با استاد در میان میگذاشتند. آنطور که از عکسهای این مراسم پیداست بهدلیل استقبال گستردهی اهالی سینما، تعداد زیادی از حضار بهصورت ایستاده جلسه را دنبال کردند. این در حالی بود که طبق گفتهی داود رشیدی، حاضران این جلسه بهصورت تلفنی دعوت شده بودند و برای جلوگیری از ازدحام بیش از حد در تالار محقر خانهی سینما از اعلام عمومی این برنامه خودداری شده بود.
آنچه در این پست و پست بعدی میخوانید، مشروح سخنان استاد شجریان در این جلسه است. استاد آواز ایران در مدت بیش از یک ساعت به پرسشها پاسخ میدهد و خاطرات، تجربیات و نظرات خود را دربارهی مباحث مختلف هنر و موسیقی بیان میکند. در پیادهسازی متن صحبتهای استاد سعی کردهام تا حدی که به فهم موضوع خدشهای وارد نشود، لحن ویژهی بیان ایشان را حفظ کنم و کمتر تغییری در جملهبندیها بدهم. در ضمن این نسخه برخلاف آنچه که احتمالاً در خبرگزاریهای رسمی خواندهاید، دچار هیچگونه تلخیص و تغییری نشده است.
برای خواندن پارهی نخست مشروح سخنان استاد شجریان در نشست با سینماگران «ادامهی مطلب» را بخوانید. بخش دوم در روز پنجشنبه ۱۵ بهمنماه منتشر خواهد شد.
تا به حال حتماً نوار باریک و موربی را که در حاشیهی وبلاگ قرار گرفته و با پایینبالا رفتن صفحه، حرکت میکند دیدهاید. نواری که روی آن نوشته شده «تازهترین اخبار و مقالات موسیقی» و با کلیک بر روی آن وارد درگاه وبلاگ میشوید. در این پست میخواهم شما را بیشتر با این درگاه و امکانات آن آشنا کنم.
«درگاه» یا «دریچه» که ترجمهی فارسی برای لغت Portal است، صفحهی وب واسطی است که امکان دسترسی آسان و سریع را به هر چیزی که کاربر در یک موضوع خاص نیاز دارد، فراهم میآورد. معمولاً در پورتالهای خبری فهرستی از تازهترین اخبار و نیز لینکهای مفید در ارتباط با موضوعی خاص گنجانده میشود تا کاربر بهجای گشتوگذار در دهها سایت مختلف که کاری وقتگیر و ملالآور است، نیاز خود را تنها با دیدن یک صفحه که درگاهیست به دنیای مجازی، برطرف سازد.
درگاه وبلاگ دوستداران همایون شجریان را میتوان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: ۱. فهرستها ۲. خبرها و مقالات
۱. فهرستها:
نیمهی سمت راست درگاه به «فهرستها» اختصاص دارد. در حال حاضر ۶ دسته فهرست، شامل فهرست هنرمندان، گروهها، آموزشگاهها، ناشران، مجلات و وبلاگهای موسیقی در درگاه وجود دارد. تلاش ما بر این بوده که سایتها و وبلاگهای موسیقی را در این گروهها دستهبندی کنیم تا کاربران، سریع و آسان وبگاه موردنظر خود را بیابند. این فهرستها به ترتیب حروف الفبا سامان داده شده و نیز سعی شده هیچ پیوند شکستهای (؟) در این فهرستها قرار نگیرد. چنانچه کاربران، سایتی را مناسب و مرتبط با موضوعات این فهرستها میشناسند که قبلاً ثبت نشده، میتوانند آدرس آن سایت را به ایمیل درگاه portal [at] homayounfans [dot] com بفرستند. همچنین در صورت خرابی هر یک از لینکها، کاربران عزیز میتوانند ما را از طریق همین ایمیل باخبر سازند. آنچه مشخص است پایش دائمی این فهرستها بدون همیاری شما عزیزان امکانپذیر نیست.

۲. خبرها و مقالات:
نیمهی سمت چپ درگاه به «خبرها و مقالات» اختصاص دارد. تازهترین خبر بهصورت جداگانه و معمولاً بههمراه یک عکس بندانگشتی و توضیحاتی کوتاه، در بالای ستون قرار میگیرد و در پی آن ۱۵ عنوان تازهی دیگر میآید. در زیر هر آیتم معمولاً خلاصهای از آن خبر یا مقاله نیز وجود دارد. نکتهی مهم آنکه گردآوری این اخبار و مقالات بهصورت کاملاً خودکار و از طریق خروجی فید منابع مشخصشده انجام میشود. به این ترتیب سلیقه و علاقهی ما در چینش مطالب هیچ نقشی نخواهد داشت و مهمتر از آن، اخبار بهگونهای پیوسته بهروز میشود. پس ممکن است در هر ساعتی از شبانهروز که به درگاه سر بزنید، چند خبر و مقالهی جدید در این بخش ببینید. بهطور میانگین در هر هفته، لینک حدود صد خبر و مقاله در این صفحه منتشر میشود.

فهرست منابع خبری درگاه:
- مجلهی موسیقی ایرانیان [ اخبار - مقاله - گزارش - گفتوگو - نقد و بررسی - یادداشت - معرفی آلبوم - کنسرت - بانوان - شایعه ]
- وبسایت موسیقی ما [ اخبار - گزارش - گفتوگو - نقد آلبوم - کافه ]
- همشهریآنلاین - سرویس موسیقی
- پایگاه اطلاعرسانی موسیقی ایران
- پایگاه خبری فرهنگوآهنگ
- وبسایت خانه موسیقی
- وبسایت شجریانیها
- وبسایت آوای دل
- مجلهی موسیقی گفتگوی هارمونیک
- رسانهی فرهنگی و هنری پندار
- آهنگ زمانه
- آفتاب [ اخبار موسیقی - مقالات موسیقی ]
چنانچه کاربران عزیز منابع خبری دیگری را میشناسند که خروجی فید آراساس (؟) مستقل برای سرویس موسیقی خود دارند، میتوانند از طریق ایمیل درگاه با ما درمیان بگذارند.
اما شاید سرزدن دائمی به درگاه برای پیگیری اخبار موسیقی، کاری وقتگیر و خستهکننده باشد. به همین دلیل دو روش بهتر هم برای خواندن خبرها فراهم شده است: ۱. خبرمایه ۲. خبرنامه
۱. خبرمایه:
لینک تمامی اخبار و مقالات در «خبرمایه»ی درگاه موجود است. خبرمایه (خوراک) یا فید راهی برای دسترسی سریع، پیوسته و بدون دردسر به آخرین اخبار و نوشتههاست. با اضافه کردن آدرس خبرمایهی درگاه به خبرخوان خود (مثلاً Google Reader) هیچ خبری را از دست نخواهید داد. برای آشنایی بیشتر با فید، میتوانید این مقالهی ویکیپدیا را بخوانید. گوگلریدر یکی از مشهورترین خبرخوانهای تحت وب است؛ اگر روش کار با آن را نمیدانید، در اینجا به اختصار توضیح داده شده است.
۲. خبرنامه:
چنانچه آدرس پست الکترونیکی خودتان را در فیلد مربوط به ثبت نام خبرنامه وارد نموده و بر روی دکمهی «اشتراک» کلیک کنید، پنجرهای باز خواهد شد و از شما خواهد خواست که کد امنیتی (؟) را وارد کنید تا آدرس ایمیل شما در فهرست مشترکین ما ثبت شود. چنانچه این پنجره باز نشد، Pop-up Blocker (؟) مرورگر اینترنت خود را موقتاً غیرفعال نموده و دوباره امتحان کنید. سپس ایمیلی به نشانی پست الکترونیک شما فرستاده میشود که حاوی لینک فعالسازی اشتراکتان است. پس از کلیک بر روی آن لینک، شما مشترک خبرنامهی درگاه خواهید شد. به این ترتیب میتوانید هر روز تازهترین اخبار موسیقی را به آسانی در میلباکس خود بخوانید یا به دوستانتان ارسال کنید. خبرنامه هر شب حدود ساعت ۱ بامداد به وقت تهران برای شما فرستاده میشود. گفتنیست آیتمهای موجود در خبرنامه خلاصهای از اخبار روز گذشته هستند و برای دسترسی به تمامی آیتمها بهتر است از خبرمایه استفاده نمایید.

نمونهای از خبرنامههای درگاه
در هر خبرنامه ابتدا عناوین اصلی خبرها و مقالات میآید که با کلیک بر روی هر عنوان، قسمت مربوطه در خبرنامه
به شما نشان داده خواهد شد. خلاصهای از هر آیتم هم در زیر عنوان اصلی قرار میگیرد.
چنانچه عضو خبرنامه شدهاید؛ اما بنا به هر دلیلی مایل به ادامهی دریافت ایمیلها از سوی ما نیستید، بهراحتی میتوانید اشتراک خودتان را لغو کنید. در پایین هر خبرنامه، گزینهای بهنام Unsubscribe Now موجود است که با کلیک بر روی آن میتوانید ایمیل خودتان را از فهرست مشترکین ما حذف نمایید.
جستجوگر درگاه:
طبیعتاً «جستجوگر» برای یک درگاه خبری جزو ملزومات است. جستجوگر درگاه این امکان را به شما میدهد که در میان منابع خبری ما، به جستجوی کلیدواژهی خود بپردازید. سیستم جستجو بهگونهای طراحی و انتخاب شده که سادهترین و سریعترین کاربری ممکن را داشته باشد. به این ترتیب که شما کلیدواژهی خود را تایپ میکنید و تنها لحظهای پس از کلیک بر روی دکمهی Search نتایج جستجو را در همان قسمت میبینید؛ یعنی برای دیدن نتایج به صفحهی جدیدی منتقل نمیشوید. اگر هم بخواهید نتایج جستجو پنهان شود، کافیست بر روی علامت ضربدر کلیک کنید.

بایگانی خبرها:
با کلیک بر روی لینک «بایگانی خبرها» در سربرگ درگاه به صفحهای میروید که تمامی اخبار و مقالات در آنجا بایگانی میشود. در هر صفحهی این آرشیو ۹ آیتم وجود دارد و با کلیک بر روی گزینهی «See more» در پایین صفحه، میتوانید به صفحات قدیمیتر هم بروید.

نمایش اخبار درگاه در وبگاه شما:
در زیر اولین خبر درگاه، گزینهای بهنام Get This وجود دارد. با کلیک بر روی آن پنجرهی جدیدی باز میشود. بسته به نوع وبگاهتان یکی از پنج گزینه را انتخاب کنید. مثلاً اگر میخواهید اخبار درگاه را در وبلاگ خودتان روی وردپرس نمایش دهید، بر روی دکمهی WordPress کلیک کنید. یا اگر کاربر سرویسدهندههای دیگری مثل بلاگفا هستید، گزینهی Embed را انتخاب کرده و کد نمایش اخبار را دریافت کنید. با قرار دادن این کد در محل مناسب از قالب وبلاگتان، تازهترین اخبار و مقالات درگاه در وبلاگ شما هم نمایش داده خواهد شد. در این صفحه، بهعنوان نمونه از این کد استفاده شده است. برای تغییر در شیوهی نمایش اخبار میتوانید پارامترهای عرض، ارتفاع، رنگ خانههای زوج و فرد و تعداد خبرها را بنا به نیاز خود تغییر دهید.
تماس با ما:
شما میتوانید از طریق پست الکترونیک portal [at] homayounfans [dot] com با ما در ارتباط باشید و مطالب خود را پیرامون درگاه با ما مطرح کنید. اگر سایتی را میشناسید که ما در فهرستها جا انداختهایم، اگر سایت خبری خوبی را میشناسید که جزو منابع اخبار ما نیست، اگر ایدهی خاصی برای بهبود و پیشرفت درگاه دارید و... از طریق این ایمیل با ما در تماس باشید. اگر هم حوصلهی ایمیل فرستادن ندارید، از فرم «تماس با ما» استفاده کنید.
لوگوی درگاه:
اگر «درگاه وبلاگ» نظرتان را جلب کرده و فکر میکنید صفحهی خوب و بهدردبخوری است، خوشحال میشویم لوگوی درگاه را در وبگاه شما ببینیم. برای افزودن لوگوی درگاه به قالب سایت یا وبلاگ خود کافیست تکهکد نوشته شده را کپی و در قالب وبگاه خود قرار دهید. ما هم آمادهایم درگاه وبلاگ را به لینک یا لوگوی وبگاه دوستان و همراهان خود بیاراییم. پس بعد از قرار دادن لوگوی ما در سایت یا وبلاگ خود، ما را از طریق ایمیل باخبر سازید تا محبت شما را جبران نماییم.

تا قبل از اینها شهرت مژگان شجریان محدود میشد به اسمی که پشت جلد آلبومهای شجریان بهعنوان طراح گرافیست آلبوم میخورد. اما از وقتی که گروه «شهناز» تشکیل شد، این شهرت رنگ و بویی دیگر به خود گرفت. حالا دیگر مژگان شجریان جای ثابتش شده صندلی کناردستی استاد در تمام اجراهایش. برای همین خیلی زود تبدیل شد به یکی از چهرههای محبوب طرفداران شجریان. البته هنر مژگان شجریان به همینجا ختم نمیشود؛ او لیسانس موسیقی و نقاشی دارد و کارشناسی ارشدش را هم در رشتهی گرافیک گرفته. اما با همهی این اوصاف این چند سال تمایل نداشته خیلی خودش را بهعنوان یک شجریان مطرح کند.

شما به هر درجه از موفقیت و شهرت هم که دست پیدا کنید، ولی در آخر باز هم شما را با نام فامیلی شجریان میشناسند. فکر میکنید اینکه دختر استاد شجریان باشید همیشه برایتان یک امتیاز محسوب میشود یا اینکه گاهی اوقات استقلال هنریتان را تحتتأثیر قرار میدهد؟
خب، مردم همیشه از یک «شجریان» انتظار بهترینها را دارند. انتظار دارند همیشه کارهایی که یک شجریان انجام میدهد در حد صد باشد و من خودم را در این حد نمیبینم. برای همین هم برایم خیلی سخت است که به من بگویند «مژگان شجریان». چون واقعاً در حدی نیستم که بخواهم خودم را پدر یا همایون مقایسه کنم. روی همین حساب دوست دارم مردم من را بهعنوان فردی که به موسیقی علاقه دارد و از بچگی در این فضا بزرگ شده و حالا مشغول فعالیت حرفهای شده نگاه کنند؛ ولی هنوز هم خودم را در آن حد نمیبینم که بخواهند مرا با پدر یا همایون مقایسه کنند.
پس از اینکه همیشه شما را در کنار پدرتان و بهعنوان دختر شجریان میشناسند هیچوقت ناراحت نمیشوید؟
نه، از این بابت بسیار هم افتخار میکنم و برایم هم مهم نیست که شخصیت هنریام تحتتأثیر نام و شهرت خانوادگی قرار بگیرد؛ اما از طرفی خیلی دوست ندارم فعالیت هنریام با شهرت شجریان باشد، بهخاطر اینکه واقعاً من در سطح پدر و همایون نیستم. برای همین هم در این همه سال کمتر تمایل داشتهام که در کارهای موسیقی در کنار پدر کار کنم و بیشتر موسیقی را بهعنوان یک علاقهمندی دنبال میکردم.
همایون شجریان هم زمانیکه میخواست از پدر جدا شود و اجرای مستقل داشته باشد، بر این نکته تأکید میکرد که به کار کردن با پدر بیش از هر چیز دیگری علاقهمند است؛ ولی بالاخره در یک جایی باید برای نشان دادن استعداد و تواناییهای خودش از پدر مستقل میشد. شما هم مثل همایون فکر میکنید و قصد دارید در آینده مستقل کار کنید؟
نه، خیلی به استقلال فکر نمیکنم؛ چیزهای زیادی هست که باید در کنار پدر یاد بگیرم و هنوز زمان خوبی برای مستقل شدن نیست. فکر میکنم حد کمال کارهای من در حال حاضر در کنار پدر خواهد بود؛ برای همین چندان علاقهای به استقلال ندارم.
قبل از اینکه گروه شهناز تشکیل شود، همه شما را بیشتر بهعنوان طراح جلد آلبومهای پدر میشناختند. ظاهراً کار نقاشی هم انجام میدهید، حالا هم که نوازندگی. این چندوجهیبودن را هم از پدرتان به ارث بردهاید؟
[خنده] بله، خب بعضی خصلتها و تواناییها ارثی به آدمها میرسند. ممکن است این هم جزو آنها باشد. البته من خودم اعتقاد دارم چندوجهیبودن در هنر چندان معنی ندارد. مهم، آن دید و فکر هنری است که اگر کسی داشته باشد میتواند آن را در قالبهای مختلف ارائه دهد. البته این مخصوص شجریانها نیست. بیشتر هنرمندها همینگونه هستند و معمولاً چند رشتهی مختلف هنری را بهصورت حرفهای ادامه میدهند. بهنظرم هنر وسیلهای است که هنرمند روحش را با آن ارضا میکند، حالا به هر شکلی که باشد فرق نمیکند. البته من موسیقی و گرافیک را بهصورت آکادمیک و حرفهای خواندهام و در طول این سالها که کار گرافیک میکردم و فعالیت موسیقیام کمتر بود واقعاً فکر میکردم بخشی از وجودم را بیاستفاده گذاشتهام. الآن هم که فعالیتم بیشتر روی موسیقی متمرکز شده همین حس را دارم و فکر میکنم باید کمی بیشتر برای نقاشی و کار گرافیک وقت بگذارم.
درست است که میگویند شما جای همایون را در گروه پر کردهاید؟
[خنده] نه، درست نیست. جای همایون همیشه در کنار پدر خالی است و من هیچوقت نمیتوانم جای او را پر کنم؛ ولی چه بهتر میشد که همایون هم در گروه حضور داشت و آن وقت گروه کاملتری داشتیم. اما همانطور که پدر گفتند بهتر است همایون مستقل باشد؛ اینطوری فرصت بیشتری برای پیشرفت دارد، بهعلاوه اگر بهعنوان یک خواننده مطرح شود، خیلی بهتر از یک نوازنده است.
ولی انگار رسم شده یک شجریانِ دومی هم همیشه در کنار استاد حضور داشته باشد؟
خب، از همان زمان که همایون در کنار پدر کار میکرد، انگار دیگر همه انتظار داشتند این روند ادامه پیدا کند. اما حقیقت اینطور نبود و هم پدر کارهای مستقل زیادی داشتند که باید انجام میدادند و هم همایون. آمدن من هم درخواست خودم بود و واقعاً نبودن من هم تأثیر بزرگی در گروه نداشت.
نظرتان دربارهی گروه شهناز چیست؟ فکر میکنید عملکردش در این دو سال خوب بوده؟
بالاخره پدر با استادان زیادی کار کردهاند و مردم هم این کارها را خیلی دوست دارند و بهنظرم هنوز زمان هست برای اینکه این اتفاقها دوباره بیفتد؛ اما خیلیها هم انتظار داشتند پدر با یک گروه بزرگتر کار کنند که تعداد بیشتری از سازهای ایرانی در آن باشد. پدر هم واقعاً با همین دید به سراغ تشکیل گروه شهناز رفتند و ملاکهایشان در انتخاب جوانها این بود که در این زمینه تخصصی کار کرده باشند. البته جوانهای دیگری هم هستند که از نظر توانایی چیزی کمتر از اعضای این گروه ندارند؛ اما عملاً یک گروه با تعداد محدودی تشکیل میشود و نمیشد از تمام آنها در گروه استفاده کرد. ولی فکر میکنم تا به حال گروه خیلی خوب کار کرده و بهتر شدن را هر روز میشود در آن احساس کرد.
شاید این گروه با هر خوانندهی دیگری کار میکردند، سطح توقعات اینقدر بالا نبود. فکر میکنید گروه توقعات مردم را بهعنوان گروه استاد شجریان برآورده میکند؟
ببینید نباید این گروه را با استادهایی مثل مشکاتیان و علیزاده مقایسه کرد. هر چند که آنها هم زمانی جوان بودهاند و با تمرین و پشتکار به اینجا رسیدهاند؛ اما آن چیزی که در یک گروه موسیقی مهم است همدلی و همراهی همهی اعضای گروه با همدیگر است؛ بهعلاوه اینکه همه باید از نظر حرفهای در یک سطح قرار داشته باشند. فکر میکنم آن همدلی خیلی قوی بین اعضای گروه وجود دارد و این را میشود در تمرینها و اجراها کاملاً احساس کرد. پدر هم بارها گفتهاند که تمام اعضای گروه مثل بچههای من میمانند. همهی اینها نشان میدهند آن فضای همدلی وجود دارد؛ اما از نظر فنی، گروه باید ارتقا پیدا کند که این هم دارد اتفاق میافتد و هر روز بهتر از قبل کار میکند.
فکر میکنید در انتخاب شما بهعنوان یکی از اعضای گروه شهناز چقدر پارتیبازی شده!؟
حقیقتش این است که هیچی! چون اصلاً این پیشنهاد از طرف پدر نبوده که بخواهد پارتیبازی در آن باشد. من چند جلسه در تمرینهای گروه شهناز شرکت کردم و زمانیکه قرار بر انتخاب نوازندهها شد، آقای درخشانی به پدر گفتند که مژگان خیلی خوب این تمرینات را انجام داده و میتواند از اعضای گروه باشد. پدر هم با نظر مثبت آقای درخشانی پذیرفتند که من هم در گروه حضور داشته باشم. روی همین حساب که حرف و حدیثی پیش نیاید که آقای شجریان پارتیبازی کرده و دخترش را آورده در گروه، پدر هیچوقت پیشنهاد ندادند و گفتند که بگذارند خودم به روال طبیعی انتخاب شوم.

منبع: هفتهنامهی «همشهری جوان»، شمارهی ۲۴۲، ۲۸ آذر ۱۳۸۸
گفتوگو از: علیاصغر رضوی
تایپ و بازنشر: وبلاگ دوستداران همایون شجریان
توضیح: این مصاحبه با تیتر دیگری در مجله منتشر شده؛ اما از آنجا که تیتر انتخابی همشهری جوان، به تیتر برخی نشریات زرد تنه میزند، عنوان دیگری را برای آن برگزیدهایم.
انتهای خیابان زعفرانیه است؛ مجموعهی فرهنگی آسمان، دوم آذرماه، ساعت یک بعدازظهر. حمید متبسم با پارتیتورهایش برای چند روز به ایران آمده تا تمرینات «سیمرغ» را کلید بزند. روی سایت مربوط به این پروژه نوشته شده است «امروز ۲۸ آگوست ۲۰۰۹ میلادی برابر با شش شهریور ۱۳۸۸ شمسی آهنگسازی اپرت سیمرغ در ۱۳۷۱ میزان، ۳۷۵ صفحه و مدت ۵۹ دقیقه و سه ثانیه با به یکدیگر رسیدن عاشق و معشوق (زال و رودابه) به پایان رسید.» ارکستر را قرار است محمدرضا درویشی رهبری کند. همایون شجریان در نقش راوی و سولیست آواز حضور خواهد داشت. لوریس هویان مایستر گروه کر و بهرنگ تنکابنی مدیر اجرایی ارکستر است.
ادامهی این گزارش را در اینجا بخوانید...

![]()
| دانلود گزارش ویدیویی |
حجم فایل: ۱۰.۱ مگابایت
مدت زمان: حدود ۳ دقیقه
توجه: لینک دانلود غیرمستقیم است.

هر سال در این روزها، شهر قونیه میزبان توریستهای ایرانیست که برای مراسم بزرگداشت مولانا میآیند. اما ایرانیها امسال برای آمدن به قونیه دلیل دیگری هم داشتند: کنسرت استاد محمدرضا شجریان. استاد شجریان همراه گروه «شهناز» از سوی بنیاد بینالمللی مولانا به قونیه دعوت شده، البته این اولین بار نیست که آواز محمدرضا شجریان در این شهر شنیده میشود. استاد آواز ایران سی سال قبل قطعاتی از اشعار مثنوی معنوی را بر سر مقبرهی مولانا اجرا کرده بود.
اسین چلبی، رئیس بنیاد بینالمللی مولانا و از نوادگان مولانا جلالالدین بلخی میگوید: «شنیده بودم که سی سال قبل جوانی با صدای داودی هجده بیت از اشعار مولانا را بر سر مقبرهی او خوانده؛ اما نمیدانستم این جوان همان استاد شجریان است. وقتی فهمیدم از او دعوت کردم و گفتم دوست داریم باز شما را در قونیه ببینیم.»
در این کنسرت «رندان مست» از جدیدترین آلبوم استاد شجریان و چند قطعهی دیگر اجرایی بود از سرودههای معروف مولوی. استاد در این باره میگوید: «اشعار مولانا را برای تصانیف انتخاب کردم که چون در قونیه هستیم از اشعار مولانا باشد. آوازهای برنامه را عوض کردم. چون اینجا جاییست که مولانا زندگی کرده و علاقهمندان و ارادتمندان زیادی در اینجا دارد، سعی میکنیم که بیشتر از اشعار مولانا استفاده کنیم.»
و در نهایت با «مرغ سحر» کنسرت به پایان و البته نقطهی اوجش رسید.
منبع: بیبیسی، نفیسه کوهنورد
در همین زمینه: سومین شب کنسرت استاد شجریان و گروه شهناز در قونیه برگزار شد
پینوشت: متن این پست همان صحبتهای گزارش ویدیویی است تا دوستانی که بنا به هر دلیلی نمیتوانند فایل را دانلود کنند تا حدودی در جریان گزارش قرار بگیرند. البته سعی شده حجم فایل متناسب با سرعت فاجعهبار اینترنت در ایران کاهش یابد تا شمار بیشتری از کاربران وبلاگ توانایی دانلود کلیپ را داشته باشند.

![]()
| صفحهی دانــلــود |
حجم فایل: ۳۷.۳ مگابایت
مدت زمان: حدود ۷ دقیقه
توجه: لینک دانلود غیرمستقیم است.
زال و رودابه
یکی پادشه بود مهراب نام
زبردست و با گنج و گسترده کامبه بالا به کردار آزاده سرو
به رخ چون بهار و به رفتن تذروچو آگه شد از کار دستان سام
ز کابل بیامد به هنگام بامیکی نامدار از میان مهان
چنین گفت با پهلوان جهانپس پردهی او یکی دختر است
که رویش ز خورشید نیکوتر استز سر تا به پایش به کردار عاج
به رخ چون بهشت و به بالای ساجدو چشمش بهسان دو نرگس به باغ
مژه تیرگی برده از پر زاغبهشتیست سرتاسر آراسته
پُر آرایش و رامش و خواستهبرآورد مر زال را دل به جوش
چنان شد کزو رفت آرام و هوشدل زال یکباره دیوانه گشت
خرد دور شد عشق فرزانه گشتچو خورشید تابنده شد ناپدید
در حجره بستند و گم شد کلیدبرآمد سیهچشم گلرخ به بام
چو سرو سهی بر سرش ماه تامچو از دور دستان سام سوار
پدید آمد این دختر نامداردو بیجاده بگشاد و آواز داد
که شاد آمدی ای جوانمرد راد
توجه: فرمت این فایل تصویری flv است و در صورتیکه Codecهای لازم بر روی سیستم شما نصب نشده باشد، نمایش داده نخواهد شد. برای حل این مشکل میتوانید به اینجا بروید و جدیدترین نسخه از مجموعهی Codecهای اساسی را دانلود نمایید.
در همین زمینه: پروژهی «سیمرغ» ؛ پیوند موسیقی و حماسهی ایرانی
علی قمصری، آهنگساز و نوازندهی تار، از برگزاری کنسرتی با همایون شجریان در اواخر سال جاری و نیز انتشار آلبوم «آب، نان، آواز» تا یک ماه آینده خبر داد.
به گزارش وبلاگ دوستداران همایون شجریان بهنقل از خبرگزاری مهر قرار است کنسرت همایون شجریان و علی قمصری از تاریخ ۱۶ اسفندماه ۸۸ بهمدت سه شب در سالن همایشهای برج میلاد برگزار شود. این کنسرت در دو بخش برگزار میشود. بخش نخست به بداههنوازی تار و کمانچه و آواز اختصاص دارد که در ادامه ارکستر به گروه میپیوندد و قطعاتی از آلبوم «نقش خیال» اجرا میشود. بخش دوم هم با قطعاتی در دستگاه چهارگاه آغاز شده و به قطعاتی از آلبوم در دست انتشار «آب، نان، آواز» در مایهی بیات اصفهان خواهد رسید.
قمصری در پاسخ به این سؤال که با توجه به همزمانی ایام برگزاری جشنوارهی موسیقی فجر، آیا اجرایی در این جشنواره دارند، میگوید: «به هیچ عنوان در جشنوارهی موسیقی فجر اجرا نخواهیم داشت و اصلاً به حضور در این جشنواره فکر نمیکنیم. بر همین اساس تمام برنامهریزیها برای بعد از این رویداد انجام شده است.»
همچنین بنا به گفتهی علی قمصری آلبوم «آب، نان، آواز» به آهنگسازی خود او و با صدای همایون شجریان آخرین مراحل انتشار را میگذارند و احتمالاً تا یک ماه آینده توسط شرکت فرهنگی هنری دلآواز روانهی بازار موسیقی خواهد شد. این در حالیست که مردادماه ۸۷، در کنفرانس خبری مربوط به کنسرت گروه «اشتیاق» هم چنین وعدهای توسط این آهنگساز جوان مطرح شده بود. باید منتظر بمانیم و ببینیم آیا این بار وعدهی انتشار این آلبوم محقق میشود یا خیر. گفتنیست نام آلبوم «آب، نان، آواز» از شعری به همین نام سرودهی دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی گرفته شده است.
منبع: سایت شرکت دلآواز | عکسها: احمد مطلایی
پوستر کنسرت قونیه
گزارش ایسنا از این کنسرت را در ادامهی مطلب بخوانید...
در همین زمینه:
دردا که جز به مرگ نسنجند قدر مرد (I)
دانلود فایل PDF صفحهی آخر روزنامههای اعتماد و فرهیختگان/ یادداشتهایی پیرامون استاد پایور